ممکن است گفته شود شرایط خاص جنگ و آتشبس در اقبال به این برنامه مؤثر بودهاند که البته سخن درستی است اما واقعیت آن است که در همین شرایط بحرانی، برنامههای سیاسی دیگری هم بودهاند که کمتر از این برنامه با اقبال مخاطب مواجه شدهاند اما نکته مهمتر آنکه موفقیت این برنامه به حدی است که بهنظرم میتوان گفت استانداردهای برنامهسازی سیاسی و تحلیلی در صداوسیما را بالا برده است و توجه و تأمل در دلایل این جلب اعتماد و اقبال گسترده مخاطب میتواند نکاتی درسآموز برای برنامهسازی سیاسی داشته باشد.
بهنظر میرسد یکی از دلایل موفقیت برنامه این است که دو کارشناس برنامه کاملا غیرشعاری و بدون غلو و مبتنی بر فکت و جزئیات تحلیل میکنند. مخاطب این برنامه صرفا با دیدگاههای سیاسی شعارگونه و تحلیلهای کلی که آمریکا را یک کل یکدست میداند مواجه نیست بلکه وقتی کارشناس و مهمان برنامه در مورد موافقان و مخالفان توافق در آمریکا سخن میگویند به طیفهای مختلف موجود در دو جناح سیاسی این کشور و همچنین لابیهای مؤثر داخلی و خارجی در سیاست آمریکا اشاره میکنند. مخاطب در اینجا صرفا با روایت کلی «ما» در برابر روایت کلی «آنها» مواجه نیست بلکه اطلاعات دقیقی از ساختار و فرآیندها در سیاست آمریکا دریافت میکند؛ چیزی که باعث میشود برنامه را قابل اعتماد و مفید بداند و بیننده جدی آن شود. در مثالی دیگر، وقتی سخن از آینده نتانیاهو مطرح شد کارشناس برنامه اطلاعات کاملی از احزاب و طیفهای مختلف سیاسی ارائه کرد. ارائه اطلاعات دقیق در مورد ساختار و طیفهای سیاسی در احزاب اسرائیل کمسابقه است و معمولا در برنامههای سیاسی از کلیتی به نام اسرائیل سخن گفته میشود و تحلیلی برمبنای جزئیات سابقه نداشته است.
نکته دیگر ارجاع به سند است. یعنی هرجا کارشناس برنامه میخواهد در مورد آخرین مواضع ترامپ یا دیگر سیاستمداران سخن بگوید عین توئیت یا سخن او را بر صفحه نمایش بزرگ در معرض دید مخاطب میگذارد و دقیق و با ذکر سوابق و ابعاد مختلف سخن او را نقد میکند. گاهی مقالات و تحلیلهای مهمی که در رسانههای معتبر مطرح شدهاند در معرض دید به دو زبان اصلی و ترجمه فارسی در معرض مخاطب قرار میگیرد و کارشناس آن را مورد بحث قرار میدهد. این ارجاع به مهمترین تحلیلها و نشان دادن آنها به مخاطب و مهمتر از آن تسلط تحلیلگر به زبانهای انگلیسی، عربی و همچنین عبری هنگام ارجاع به منابع باعث اعتماد مخاطب میشود چون سند را به چشم میبیند. این تحلیل کردن همراه با جزئیات و مبتنی بر فکت، نهتنها باعث اعتماد مخاطب میشود بلکه آگاهی سیاسی جامعه را هم بالا میبرد. به جرأت میتوان گفت «به وقت ایران» آگاهی سیاسی جامعه را ارتقا داده است.
نکته دیگری که بهنظر میرسد در جذب مخاطب تاثیر داشته است نقد یکدیگر و غیرتعارفی بودن آن است. گاهی دو تحلیلگر برنامه سخنان همدیگر را اصلاح و نقد میکنند و در موارد بیشتر، مواضع کارشناس مهمان برنامه را نقد میکنند. به نظر میرسد این روحیه نقادی در جذب مخاطب تاثیرگذار بوده است.
در این میان، از تاثیر اطلاعات نظامی که کارشناس نظامی برنامه میداد هم نباید غافل شد. اطلاعات دقیق همراه با جزئیات و بهنحوی غیرشعاری در اقبال مخاطب بیتاثیر نبوده است. برای مثال وقتی سخن از امکان شکستن محاصره دریایی آمریکا با حمله نظامی ایران مطرح شد، کارشناس نظامی با ارائه اطلاعات نظامی، روشن ساخت که این کار ممکن نیست.
عملکرد مجری نیز در این موفقیت بیتاثیر نیست. مجری گاهی با بیان اینکه «الان با این حرف ممکن است مخاطب بگوید...» سوالاتی را که واقعا پرسش گروههای مختلف مردم است مطرح میکند و این بسیار در اعتماد مخاطب مؤثر است. چون به مخاطب القا میکند که مجری دغدغه این را دارد که ابهام و سوال مخاطب برای برنامه مهم است و باید پاسخ داده شود. در یکی از برنامهها وقتی مهمان برنامه طرحهایی را برای دور زدن محاصره اقتصادی و مسائلی از این دست مطرح میکرد، مجری با طرح سوالاتی جدی او را به چالش کشید. طرح سوالات جدی و چالشی در جلب اعتماد و جذابیت برنامه مؤثر است.
پرمخاطب بودن این برنامه به روشنی نشان میدهد بهخوبی توانسته به نیاز مخاطب برای دریافت اطلاعات مبتنی بر سند و تحلیل غیرشعاری، جامع و همراه با جزئیات پاسخ دهد. بهنظر میرسد به وقت ایران میتواند فصل تازهای برای برنامهسازی سیاسی باشد. زنده باد ایران.